تمام روستا حرف پیچیده بود می گفتند سیامک عاشق دبیر آمار شده،دبیر آمار بزرگتر از سیامک بود ،زن عمو گیلدا می گفت مادرش دق می کند از دست این پسر.
معلم آمار زیبا بود هرچند ابروهای نامنظم و پرپشتش زیبایی اش را مخفی کرده بود اما هر آدمى با یک دو دو تا چهارتای ساده اسیر چشمان عسلی و درشت خانوم معلم می شد م
برچسب:
نویسنده: یاسین باقریان
تاريخ: جمعه
9 تير
1396 ساعت: 15:52